پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی موسیقی بر حافظه کوتاهمدت و بلندمدت دانشآموزان دوره ابتدایی شهرستان ساری در سال تحصیلی 401-402 انجام گرفته است. پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی مقایسهای میباشد. نمونه آماری پژوهش متشکل از 50 دانشآموز که 25 نفر موسیقی آموخته و 25 دانشآموز موسیقی نیاموخته پایه چهارم و پنجم ابتدایی که از میان دانشآموزان مدارس شهر ساری به روش خوشهای چند مرحلهای انتخاب شده بودند. ابزار پژوهش برای گردآوری نمرههای حافظه کوتاهمدت، دقت و تمرکزحواس، خرده مقیاسهای آزمون وکسلر بود. نتایج نشان داد، در هر دو مقیاس حافظه کوتاهمدت و بلندمدت، میانگین کودکان موسیقی آموخته بالاتر از کودکان موسیقی نیاموخته است. بر این اساس تقریبا 5/6 درصد از واریانس “حافظه کوتاهمدت” آزمودنی ها، توسط انتساب به گروهها تبیین میشود. این رقم در مورد “حافظه بلندمدت” به 5/11 درصد افزایش یافته است. با توجه به نتایج به دست آمده مشخص گردید که آموزش موسیقی و داشتن مهارت موسیقی میتواند در رشد برخی تواناییهای شناختی دانشآموزان موثر باشد. لذا در کنار سایر دروس، آموزش موسیقی می-تواند باعث توسعه کاربرد قوای شناختی در دانشآموزان و راهبردی برای افزایش پیشرفت تحصیلی آنها باشد.